تبليغاتX
پذیرش

پذیرش

از مترسکی سئوال کردم: ایا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟

پاسخم داد و گفت: در ترساندن دیگران برای من لذت بیاد ماندنی است پس من از

کار خود راضی هستم وهرگز از آن بیزار نمی شوم !

اندکی اندیشیدم وسپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.

گفت:تو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر انکه درونش مانند

من با کاه پر شده باشد !

سپس او را رها کردم در حالی که نمی دانستم ایا مرا می ستاید یا تحقیر می کند.

یکسال بعد مترسک، فیلسوف و دانا شد و چون دوباره از کنار او گذشتم دو کلاغ

را دیدم که سرگرم لانه ساختن زیر کلاه او بودند!        جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  86/04/01ساعت 22:39  توسط امین  |