تبليغاتX
پذیرش - خدای درستکار و خدای بدکردار

پذیرش

یک بار خدای درستکار با خدای بدکردار بر قله ی

کوهی ملاقات کرد وبه او گفت: روز تو به خیر باد برادر!

خدای بدکردار هیچ پاسخی نداد.لذا خدای درستکار

 گفت:رفیق ! گویی امروز بد خلق شده ای !

خدای بدکردار پاسخ دادو گفت:

آری! من امروز بسیار خشمگینم زیرا مردم در میان من

و تو هیچ تفاوتی قائل نیستند و مرا با نام تو صدا می زنند

واز این کار بیزارم.

خدای درستکار گفت:

عزیز من ! هر روز چنین اتفاقی برای من نیز می افتد زیرا

بسیاری از مردم مرا با نام تو صدا می زنند ومی پندارند که

 من تو هستم !

خدای بدکردار در حالی که بر جهل و حماقت مردم لعنت می فرستاد،

به راه خود ادامه داد و رفت.                              جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  86/03/26ساعت 21:5  توسط امین  |