تبليغاتX
پذیرش - دندانهای فاسد

پذیرش

 

 در دهانم دندان فاسدی است. روزها آرام می شود اما در آرامش شب بیدار می ماند

و مرا آزار می دهد.

از شدت درد صبرم لبریز شد لذا نزد طبیبی رفتم و به او

گفتم:دندان پلیدم را بیرون آور زیرا مرا از لذت خواب محروم می کند و آرامش شبهایم را

 به ناله و رنج مبدل می سازد.

طبیب سر خود را تکان داد و گفت:اگر راهی برای درمان آن وجود دارد دیگر نیازی به کندن

 آن نیست. آنگاه شروع به درمان و تمیز کردن دندانم کرد سپس آن را با طلای ناب پر نمود

 وبا سربلندی گفت:اکنون دندان بیمار تو از دیگر دندانهایت سالمتر و محکمتر شده است.

سخن او را باور کردم و مشتی اسکناس به او دادم و با خوشحالی رفتم.

یک هفته بعد دوباره درد دندان شروع شد و شکنجه ام را از سر گرفت.

نزد طبیب دیگری رفتم و از او خواستم تا دندان شرورم را بیرون آورد.

طبیب دندانم را کشید و در آن شب آسوده به خواب رفتم و طبیب را ستودم.

در دهان بشر نیز دندانهای فاسدی وجود دارد که به ریشه زیان می زند.

اما جامعه نمی خواهد خود را از این درد جانکاه رها کند بلکه می کوشند تا

 آنها را با طلای ناب و درخشان پر سازند .

طبیبان در جامعه بسیارند و بیماران ، خود را به دست آنان می سپارند تا با

 همین جان دهند.

 

(جبران خلیل جبران)

 

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 21:34  توسط امین  |